تبلیغات
shadaw in snow_1992
shadaw in snow_1992
سخن و نثر بزرگان
کوه پرسید ز رود: زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ 
گفت در رفتن من 
کوه پرسید و من؟
گفت در ماندن تو 
بلبلی گفت و من؟ 
خنده ای کرد وگفت در غزلخوانی تو
آه ز آن آبادی که در آن کوه رود   رود مرداب شود  و در آن بلبل سرگشته  سرش را به گریبان ببرد  و نخواند دیگر
من وتو بلبل و کوه و رودیم  راز ماندن جز در خواندن من" ماندن تو "رفتن یاران سفر کرده مان نیست بدان.


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 توسط | نظرات()
غیر ممکن وجود ندارد  اگر غیر ممکن وجود نداشته  باشد  پس هرکاری امکان پذیر است  با این وجود به دو دلیل  برخی افراد در کارهایشان ناموفقند  
اولا در پاسخ به مسِئولیت ها و فرصتهای پیش آمده از خود  مقاومت و شکیبایی نشان نداده اند  و در اجرای کارها سهل انگاری کرده اند  
ثانیا راه و روش انتخابی آنها نادرست بوده است.


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 توسط | نظرات()
روزی دانشمندی آزمایش جا لبی انجام داد . او یک آکوار یوم ساخت وبا قرار دادن یک دیوار  شیشه ای در وسط آکواریوم  آن را به دو بخش تقسیم کرد  در یک بخش ماهی بزرگی قرار داد ودر بخش دیگر ماهی کو چمکی که غذای ما هی بزرگتر بود . ماهی کوچک ئتنها غذای ماهی بزرگ بود  و دانشمند به او غذای دیگر نمی داد  او برای شکار ماهی کوچک بارها و بارها  به سویش حمله برد ولی  هربار به دیوار ی  شیشه ای که وجود داشت برخورد  میکرد همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقه اش جدا میکرد ... 
پس از مدتی ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت  او باور کرده بود که رفتن به آطرف آکواریوم و شکار ماهی کوچک  امری محال و غیر ممکن است  در پایان دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت ولی هیچگاه ماهی بزرگ به ما هی کوچک حمله نکرد و آن طرف آکواریوم نیز نرفت . 
می دانید چرا؟ 
دیوار بزرگ هرگز وجود نداشت اما ماهی بزرگ در ذهنش  دیواری ساخته بود که از دیوار واقعی سخت و محکم تر  می نمود و آن دیوار " دیوار بلند باور بود  باوری از جنس محدودیت........ باوری به وجود دیواری بلند وغیر قابل عبور........ باوری از ناتوانی خویش. 
اگر ما در میان اعتقادات و باور های خویش جستجو کنیم بی تردید دیوارهای شیشه ای بلند و سختی را پیدا خواهیم کرد که  نتیجه مشاهدات و تجربیات ماست و خیلی از آنها وجود خارجی نداشته  بلکه زاییده ی باور ما بوده و فقط در ذهن ما جای دارند.


نوشته شده در تاریخ شنبه 4 اردیبهشت 1389 توسط | نظرات()
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد یک روز  او با صاحب کار خود موضوع را در میان گذاشت   پس از روز های طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن  حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می خواست تا او را از کار بازنشسته کنند صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد سرانجام صاحب کار در حالی که با تاسف با این در خواست موافقت میکرد  از او خواست تا به عنوان آخرین کار  ساخت خانه ای را بر عهده بگیرد   نجار در حالت رودربایستی پذیرفت  در حالی که دلش چندان به این کار راضی نبود  پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود  برای همین به سرعت مواد اولیه ی نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و با بی دقتی به ساختن خانه مشغول شدو به زودی بخاطر رسیدن به استراحت  کار را تمام کرد  او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید آخرین کار به آنجا آمد  زمان تحویل کلید صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت : این خانه هدیه ای است از طرف من به تو  بخاطر سالهای همکاری.  نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد در واقع اگر او میدانست خودش قرار است  در این خانه ساکن شود  لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی را که در کار داشت  برای ساخت آن بکار می برد  یهنی کار را بصورت دیگری پیش میبرد. 

این داستان ماست ما زندگیمان را میسازیم  هر روز می گذرد گاهی ما کمترین توجهی  به آنچه که می سازیم نداریم  پس در اثر یک شک و اتفاق غیر مترقبه می فهمیم  که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم  اگر چنین تصوری داشته باشید  تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط  زندگی خود میکنیم  فرصت ها از دست میروند و گاهی  بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست  شما نجار زندگی خود هستید و روزها چکشی هستند که بر روی یک میخ از زندگی شما کوبیده می شود یک تخته در آنجا شکل می گیرد ویک دیوار   برپا میشود  مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود  می سازید باشید


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 توسط | نظرات()
سلام دوستای خوبم امیدوارم هرجا که هستید حالتون  خوب باشه هدف من از ساخت این وبلاگ کمک به دوستای خوبم برای پیشبرد اهداف متعالی شون بود در این بخش سخنان آقای مایکل لوسیر رو میخونیم  در مورد نیروی جاذبه ی انسانها میخوایم بدونیم آیا قانون جاذبه واقعا در طبیعت وجود داره اگر هست به چه شکلیه حالا میخوایم باههم به بررسی ای موضوع بپردازیم: راستی آیا شما قانون جاذبه رو قبول دارید خوشحال میشم نظراتتون رو دراین باره بدونم.

علم قانون جاذبه: 

اساس روانشناختی بر تفکر مثبت و تاثیر آن بر قانون جاذبه  است. اشکال بسیاری از انرژی دیده میشود: اتمی گرمایی الکترومغناطیسی جنبشی و پتانسیل. انززی هرگز از بین نمیرود .همچنین شاید به یاد بیاورید همه چیز از اتم تشکیل شده است و اینکه هراتم یک هسته دارد که اطراف آن هسته الکترون ها در چرخش اند. 
زمانی که اتم ها به ارتعاش در می ایند اگر در یک راستا باشند نیرویی برانگیزاننده ایجاد میکنند و همه به یک جهت کشیده میشوند وموجب بوجود آمدن قطب های مثبت و منفی میشوند که یکی از قوانین طبیعت و علم است . 
بنابرین مشاهده میشود که قانون جاذبه تنها یک عنوان تخیلی و جالب ویا یک جادوی تازه به بازار آمده نیست بلکه این قانونی از طبیعت است که هر یک از اتم های وجود شما در پاسخی دایمی است چه بدانیدو چه ندانید . 


تعریف قانون جاذبه: 

من هر آنچه راکه توجه انرژی و تمرکزم را به آن معطوف میکنم به زندگی ام جذب میکنم . حال چه آن مورد مثبت باشد و یا منفی 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط | نظرات()
The greatest minds are capable of the greatest vices as well as of the greatest virtues. 

بزرگترین ذهن ها می تواند بزرگترین فسادها و نیز بزرگترین فضیلت ها را در خود داشته باشند
 

It in not enough to have a good mind The main thing is to use it well 

داشتن یک ذهن خوب کافی نیست مهم استفاده ی درست از آن است 


If you would be a real seeker after truth, it is necessary that at least once in your life you doubt, as far as possibile ,all thing   

اگر جویای حقیقت هستی باید حداقل یکبار در زندگی تا آنجا که ممکن است به همه چیز شک کنی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط | نظرات()
weakness of attitude becoms weakness of character  

ضعف در رفتارو منش منجر به ضعف شخصیت میشود 


the finest emotion of which we are capable is the mystic emotion 

بهترین احساسی که میتوانیم داشته باشیم احساسی عرفانی است 


i live in that solitude which is painful in youth but delicious in the yearsof maturity 

من در تنهایی زندگی می کنم که در جوانی دردآور است اما در روران کمال دلچسب 


if you want to live a happy life ,tie it to a goal . not to people or things

اگر زندگی شادی میخواهی آن را به یک هدف گره بزن نه به مردم یا چیزهای دیگر 


imagination is more important than knowledge. knowledge is limited , limagination encircles the world 

تخیل بسیار مهمتر از علم است علم محدود است تخیل جهان را احاطه میکند 


Anyone who has never made a mistake has never tried anything new

کسی که هرگز اشتباه نکرده هیچگاه تلاشی برای انجام کار جدیدی نداشته 


Try not to become aman of success but rather try to become a man of values

پی آن مباش که مرد موفقیت باشی بلکه تلاش کن تا مرد ارزشها باشی .


 only to things are  infinite; the universe and human stupidity. and im not so sure abut the former

فقط دو چیز نامحدود هستند: جهان هستی  و حماقت انسانها . البته درمورد اولی شک دارم


نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط | نظرات()
nothing is permanent in this wicked world, not even our troubles 

هیچ چیزی در این دنیای نابکار دایمی نیست حتی بدبختی هایمان 


a day without langhter is a day wasted

روزی که بدون خنده باشد روزی تباه است 


weakness of attitude becomes weakness of character 

ضعف در رفتار و منش منجر به ضعف شخصیت میشود 

we of want to help one another human being are like that . we want to love by each others happiness not by each others misry

همه ما خواهان کمک کردن به دیگران هستیم انسانیت بدین گونه است ما دوست داریم باشادی های دیگران زندگی کنیم نه با بدبختی های انها


نوشته شده در تاریخ جمعه 27 فروردین 1389 توسط | نظرات()
 i like your silence, it the more shows off your wonder

سکوت تورا دوست دارم چراکه حیرت تورا بیشتر نملیان میکند. 



my endeavors have ever come too short of my desires  

همیشه تلاش من کمتر از ارزوهایم بوده  



what is the best , that best i wish in thee 

چه چیز بهترین است من ان را برای تو ارزو میکنم 



it is the mind that makes the body rich. 

این ذهن است که انسان را قوی میکند 


kindness, nobler ever than  revenge 

شکوه مهربانی بیش از انتقام است. 


thay that thrive well take counsel of their freinds

کسانی کامیاب هستند که خود را از مشورت دوستان بی نیاز نمیدانند


it is time to fear when tyrants semm to kiss

باید ترتید زمانی که ستمگری مهربان میشود


let never day nor night unhallowed pass, but still remember what the lord  hath done

هیچ گاه مگذار شب و روز بدون عبادت بگذرند و  همیشه به یاد اور انچه خداوند انجام داده


نوشته شده در تاریخ جمعه 27 فروردین 1389 توسط | نظرات()
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
»
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :